عبد الرضا سالار بهزادى

56

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

نداشتن غسل ، يا بهانه‌اى از آن دست ) نمىتواند به درون امامزاده قدم بگذارد . رفقاى قديمى مطمئن از دوستى يار ديرينه ، حرف او را باور كرده و براى ديدنش به بيرون در امامزاده مىآيند . غلامرضا در همانجا آنها را به قتل رسانده و سرهايشان را براى ابراهيم خان ، كه در اين مدت در قريهء كريم‌آباد متوقف بود مىبرد . ابراهيم خان نيز عهد خود را وفا نموده و صفيّه را به عقد ازدواج غلامرضا اسماعيل درمىآورد كه سه پسر ، زين العابدين خان اسعد الدوله ، ابراهيم خان ميرپنجه ، و آقا محمد اسماعيل ، و دو دختر ، بىبى حاجى و حاجى بىبى نورجان ثمرهء همين ازدواجند . دقيقا مشخص نيست كه ابراهيم خان از چه تاريخى شروع به خدمات نظامى و دولتى نموده است . آنچه كه مسلم است در فاصلهء بين قتل على خان - كه بايد در اواخر دههء 1240 ه . ق . روى داده باشد - تا شروع خدمات ديوانى و لشكرى ابراهيم خان ، وى چند سالى را به فعاليت كشاورزى و بيشتر در قريهء كريم‌آباد كه بعدا به كريم‌آباد سعد الدوله مشهور شده و هنوز به همين نام خوانده مىشود و توسط على خان وقف ارشد اولاد ذكور شده بود تا بخشى از درآمد آن به مصارف مذهبى ، و بخشى ديگر به مصرف دستگيرى از منسوبين مستمند برسد - گذرانيد . احمدعلى خان وزيرى كرمانى در جغرافياى كرمان در شرح احوال ابراهيم خان پس از اشاره به قتل پدرش مىنويسد : « . . . ابراهيم خان كودك بود و سروسامانى نداشت ، در سنهء 1269 كه موسى خان پسر مرحوم ظهير الدوله 7 به حكم خانبابا خان سردار والى كرمان ، 8 حاكم بم و بلوچستان شد به خدمت او اقدام كرد و در جرگهء نوكران او منسلك و به بلوچستان برفت . به خواهش موسى خان حكم سركردگى بيست نفر نوكر بهزادى كه از قبيلهء او بودند به نامش صادر شد . » 9 امّا اعتماد السلطنه در جلد سوم تاريخ منتظم ناصرى ضمن شرح وقايع سال 1270 ه ق . از ابراهيم خان به عنوان « ضابط بمپور » - حاكم‌نشين ايالت بلوچستان - نام مىبرد . 10 در هرصورت بنابر شواهد و قرائن ، مراحل آغاز ترقى ابراهيم خان از اواخر دههء 1260 ، و اوائل 1270 شروع شده ، و وى از آن هنگام حكومت بلوچستان و كمى بعد حكومت بم و نرماشير را نيز عهده‌دار مىگردد . صاحب تاريخ و جغرافياى كرمان مرحوم احمدعلى خان وزيرى آنطور كه از خلال نوشته‌هاى وى نه تنها در مورد ابراهيم خان ، بلكه در باب ساير افراد خاندان بهزادى نيز آشكار است ، نسبت به ابراهيم خان و طايفهء وى نه تنها سر دوستى و مهربانى نداشته ، بلكه نسبت به آنها و به‌ويژه به شخص ابراهيم خان خالى از بغض و عناد نبوده است و ترقى ابراهيم خان را نه نتيجهء لياقت و ثمر خدمات وى ، بلكه به سبب پرداخت رشوه از درآمد بلوچستان قلمداد كرده و در هرحال سعى داشته كه خدمات وى را كوچك و مدارج ترقى وى را ناچيز و بىمقدار و تنها به علت مساعدت و همراهى حكام وقت جلوه دهد . منجمله در جغرافياى كرمان مىنويسد : « . . . در سال اول [ حكومت محمداسمعيل خان وكيل الملك ] 11 [ ابراهيم خان ] را به اسم نيابت محمدحسن خان نورى 12 مباشر بلوچستان فرمود . خدمات محوله را به دلخواه آن مرحوم از عهده برآمده و از مداخل بىحساب آنجا حكمران و تبعهء آن را از